- به کرزی تلفن نمی کنم ، او یک دروغگوست ، آبروی خود را هم می برد ، آبروی مرا هم می برد.
این سخنان آیت الله محسنی بود که خطاب به یکی از اعضای شورای علما بیان میکرد ( از او خواسته بود برای حل معضله کوچی به رئیس جمهور تلفن کند) ، دلم برای مردم بیچاره خیلی سوخت ، شیخ قندهاری حاضرنبود که برای حفظ جان مردم ده نشین هزاره از دست کوچیان ، حتی یک تلفن بزند! شیخی که سه شاخصه مهم پیداکرده بود : مشهورترین ومقتدرترین روحانی مذهبی که از شیعیان افغانستان نمایندگی میکرد ، نزدیک ترین چهره شیعی به رئیس جمهور، رئیس شورای اخوت اسلامی کشور.
آنروز من به اتفاق سناتوران بهسودی و دوسه نفر دیگر نزد شورای علمای شیعی افغانستان که به رهبری شیخ قندهاری اداره میشد، رفته بودیم. علمای سیاسی و جهادی مشهوری چون اکبری ، عرفانی ، فیاض ارزگانی ، سید هادی ، عالمی بلخی و بسیاری دیگر دور شیخ را حلقه زده بودند و منتظر صدور فتوایی جدید ! شیخ دیگری بنام محسنی که ملا امام مسجد امام علی در غرب کابل بود نزدیک من نشسته بود و تمام سخنان مجلس را در دفتربزرگی یاد داشت میکرد ( نقش منشی جلسه را بازی میکرد) ؛ سناتوران بهسودی گزارشی از تکرارمجدد ماجراجوئیهای کوچی دربهسود و دیمیرداد به حاضرین ارایه نمودند ، سپس من آغاز به سخن نمودم:
- علمای بزرگوار ، رهبران دینی مردم ، حضرت آیت الله ! ما از بدحادثه اینجا آمده ایم ، مردم شیعه شما جان شان درخطرحمله کوچی است ، چه باید کرد؟ آیا مهمترین مسئولیت دینی و تاریخی ما حفظ جان مردم نمیباشد؟ آیا اساسا دین بدون انسان معنا دارد ؟ اگرانسانی نباشد که از دین پیروی نماید آنوقت دین معنایی دارد؟ امروز دین و دنیای مردم شیعه بهسودی و دیمیردادی به خطرافتاده است ، تکلیف دینی ما وشما چیست؟ بعضی شما شریکان حکومت و رفیقان قافله مردمید لطفا جلوی دست اندازی به جان و مال مردم را بگیرید...
- ( شیخ منشی خطاب به من : ) صدایت را بلند نکن!
- چرانکنم ؟ آیا دین اجازه نداده که وقتی ظلمی به تو رسیده میتوانی صدایت را بلند کنی ؟ حضرت آیت الله ، بعنوان یک بچه شیعه همیشه این سوال آزارم میداده استکه در این روز گاریکه قدرت اقتصادی ، سیاسی ، دینی و رسانه ای داریم چرا برای حفظ جان مردم و حفظ سرنوشت آنان این قدر ذلیل و زمین گیریم ؟ برای این امرمهم پشتوانه عقلی نداریم که داریم ، پشتوانه اخلاقی نداریم که داریم ، پشتوانه فقهی نداریم که داریم ، پشتوانه قانونی و حقوقی نداریم که داریم ! پس چرا باید مردم دایما مورد تجاوز کوچی قرار بگیرد؟ چرا؟
سپس آیت الله رو میکند به استاد اکبری و میگوید :
- در جلسه بعدی ( شورای علما) وکیلان پارلمان را بطلبید تا چاره جویی شود.
- ( میگویم) حضرت آیت الله خطر تجاوز کوچی ، خطر هرلحظه و هرساعت این مردم بدبخت است ، تا آنوقت ( جلسه بعدی شما) مردم چه کنند؟ بمیرند؟ ...
- (سیدعالمی بلخی روبه شیخ میکند و میگوید) کاش شما دراین باره یک زنگی به رئیس صاحب جمهور میزدید.
- به کرزی تلفن نمی کنم ، او یک دروغگوست ، آبروی خود را هم می برد ، آبروی مرا هم .
نا امید از اقدام موثر شورای علما برای پیشگیری از خشونت وخطر، بلند میشوم و بیرون می آیم و در جلسه بعدی شورای علما حاضرنمیشوم ، شورای علمای شیخ و شیخ قندهاری حتی به اندازه والی میدان وردک که شهرت به تعصب آشکار پشتونی دارد کاری نمیکند و لااقل به اندازه صدور "فتوای مشروعیت کشتن گوسفند کوچی در زراعت مردم" از خود شهامتی نشان نمیدهد. جالبترین حس شیخ قندهاری و تکاندهنده ترین روحیه شورای علمای او ، حس و روحیة سرد و خونسرد آنان بود ، من در آنها جدیتی به اندازه پنج درصد جدیت والی میدان وردک مشاهده نکردم ، دریغ و صد درد !
پس از جلسه ، یکی از اطرافیانم که گویا ناامیدی عمیقم را درک کرده بود پیش نهاد داد که یک دفعه نماینده آیت الله محقق کابلی و آیت الله واعظ زاده بهسودی را ببینیم ، به اطرافم نگریستم ، جز چند پیرمرد ناامید و خسته کسی را نمیدیدم ، موکولش کردم به جلسه بعدی مردمی در مسجد ابوالفضل ، اما در جلسه بعدی که زمان آن همزمان شده بود با جلسه شورای علما ، بابرخاستن اداره کنندگان و پایه گذاران آن ازمیان جلسه (برای حضور در شورای علما ) عملا جلسه نوپای مردمی ( پس از 1.5 هفته) خاتمه یافت و تااین لحظه که یادداشت مینوسم خبری از آن نیست که نیست ! اما خبر شرارتهای کوچی هنوز زنده و سرزنده به گوش میرسد ، یک هفته پیش خبر غارت و سوختن خوات و این هفته خبر چپاول و دزدی از شرکت سرک سازی کوتل اونی !
سال 1385 من به اتفاق خانواده ام سفر تفریحی به بهسود داشتم همان سال برای اولین بار پس از حدو سه دهه کوچیان مسلح بسوی بهسود سرازیر شده بودند ، شیوه ورود کوچی سوال بر انگیز بود ، آنها از کوهها کوشش داشتند که وارد قریه جات شوند به اعتراضات وتذکرات ده نشینان نیز توجهی نمی کردند ، همانسال مطابق معلومات غلام حسین ناصری وکیل میدان وردک در پارلمان یک چوپان خلع سلاح شده ده نشین با چوپان مسلح کوچی در گیرمیشود و در این درگیری متاسفانه چوپان ده نشین توسط کوچی کشته میشود ، مردم ده نشین به والی وقت که اتفاقا مدتی قاضی نیز بوده است شکایت ...
ادامه مطلبتمام حقوق مادی و معنوی اين وویب سایت برای بهسود پرس محفوظ می باشد. 2012 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد