بهسود پرس ، بررسی معضل کوچیگری در افغانستان

تازه ها: .

سیاست رسوا

شنبه, ١١ سرطان ١٣٩٠       داکترناصر

- والی صاحب ، شمارا روان کردیم که مشکلات حل شود ، اینه بازهم که کوچی مشکلات خلق کرده است ، چی گپ است؟

این سخنان محمد محقق رهبر حزب انشعاب یافته وحدت مردم افغانستان بود که تلفنی ، خطاب به والی میدان وردک (در حضور ریش سفیدان و متنفذین بهسودی ) ایراد میشد ، بعد از ختم گفتگوی تلفنی ، استاد محقق شروع کرد به تماس گرفتن با دفتررئیس جمهور و پیغام گذاشت که میخواهد با رئیس جمهور صحبت کند. بعد رو کرد به مردم که :

- نگران نباشید اگرچه استاد خلیلی در سفر خارجند ، ماتلاش میکنیم که قضیه حل شود.

- ( پرسیدم : ) تا آنوقت مردم چه کنند؟

- یک عده تان بروید سر والی فشار وارد کنید .

- ( گفتم : ) استاد عزیز ! والی ، این مردم و خرد و کلان میفامند که حل قضیه بدست آنان نیست ، این قضیه راه حل سیاسی – حقوقی دارد ، اگریادتان باشد سه سال پیش وقتی شما دراعتراض به کشتار مردم روزه سیاسی گرفته بودید خدمت تان رسیدم و اجازه و هدایت شما را گرفتم که به بهسود بروم  و هشت ماه بعد باعده ای از کارشناسان حقوقی ، جامعه شناسی ، زراعت و مالداری و کارشناسان علوم سیاسی خدمت تان رسیدیم تاگزارش مطالعاتی و پیش نهاداتمان را ارایه نمائیم ،‌ آن روز گفتیم که راه حل بدست رهبران و مدیران سیاسی است و راهکارها نیز ارایه شد .

- استاد عزیز صرف نظر از تاریخ گذشته ، از این مسئله حدود 6-7 سال میگذرد ، هرسال کوچی می آید غائله وفاجعه خلق میکند و هرسال مدیران ورهبران سیاسی دست به حرکات بعداز وقت ، مقطعی و واکنشی میزنند ، این سوال مطرح استکه چرا مدیران سیاسی ما  بصورت متمرکز ، مستمر، منسجم و با سیاست رفع خطر پیش از ایجاد آن ، عمل نمیکنند ؟ چرا وقتی کوچی می آید همه فعال میشوند و وقتی کوچی برگشت همه مدیران و رهبران سیاسی به خواب زمستانی فرومیروند و آنقدر صبر میکنند تا دوباره کوچی فاجعه ای بیافریند؟ راستی چرا در این مقطع تاریخی که نسبت به گذشته از آزادی ، حمایت قانون ، از قدرت سیاسی و اقتصادی و رسانه ای برخورداریم برای حفظ جان و سرنوشت مردم هم در صف مقاومت مردمی و هم در مبارزات سیاسی زمین گیریم؟

- استاد عزیز! من گمان نمیکنم که مسئله در بی کفایتی ، یا فساد وسوء مدیریت رهبران سیاسی ما نهفته باشد ، بن بست پیش روی  ما ناشی از بزرگی مسئله و ناتوانی ما هم نمیباشد؟ مسئله بسیار ساده است ، مدیران و رهبران سیاسی ما حاضرنیستندکه هزینه و بهای لازم را برای حل قضیه پرداخت نمایند ، یاد آور میشوم که اگر روند به همین منوال ادامه یابد خطر ازهم گسیختگی  و شکسته شدن وحدت داخلی  ما زیاد است ، اگرامسال کوچی فاجعه ای خلق کند و مردم به خیابانها بیایند؛ دیگر برعلیه کوچی تظاهرات نمیکنند بلکه اول کار مدیران و رهبران سیاسی خود که برای حل قضیه  از خود کفایت لازم را نشان نداده اند و نمیدهند یکسره خواهند کرد ...

استاد محقق سخنانم را قطع کرده و میگوید:

- آقای داکترمحقق! گمان میکنم که وقت کمپاین و انتخابات گذشته است ، این شعارها چیست؟ ما همیشه در مشکلات و بحرانها شروع به خود زنی میکنیم ، بفرمائید شما رهبر ! چی کرده میتوانید ؟ نه جانم اینقدر تندروی و خود زنی نکنید ، همه میدانیم که این مسئله ، مسئله کنونی نیست ، ریشه تاریخی دارد سابقا هم همین ظلم بالای مردم بوده است ، این مسایل باخونجگری و روشنفکری حل نمیشه ، من ، استاد خلیلی ، داکترمدبر و دیگران داریم تلاشهای خود مان را میکنیم ، از ماه حمل سال روان مرتب جلسه داشته ایم ( میخواستم بپرسم ، زمستان و خزان که فرصت بیشتری داشتید چه کردید؟) ، هرکس کار خود را دارد میکند شما هم بروید والی را تحت فشار قرار دهید تا ما چاره ای بیابیم .

- میگویم : استاد عزیز ! مردم همین ساعت و همین امشب در خطر حمله کوچی اند ، چه کنند؟ کوچ کنند ؟ جنگ کنند که خود تان خوب میفامید که توانش را ندارند؟ چی کنند؟ منطقه زیست خودرا برای کوچی تخلیه کنند؟

- تخلیه نیز خو درست نیست ! به مردم بگوئید که بمانند و صبر کنند ما هم هستیم و حمایت شان میکنیم.

یکی از حاضرین مجلس با تملق ، فورا روبه مجلس کرد که شکر خدایا ، اینه استاد گفتند حمایت تان میکنم خدا خیرشان دهد،  صلوات بگوئید و برویم دیگه وقت استاد را نگیریم ، استاد نیز بلندمیشود و با مردم خداحافظی میکند و جلسه ختم میشود ، آنروز استاد محقق رفت ولی حکایت کوچی و فاجعه آفرینی او همچنان باقی است ، یادم هست سه سال پیش استاد محقق  خطاب به من گفته بود :

- به مردم بگوئید نگران نباشند ، یکماه دیگر هوا سرد میشود و کوچی باز میگردد.

این مهمترین و موثرترین پالیسی سالهای گذشته در مقابل کوچی بوده است " صبرکنید کوچی که آمد یک کاری میکنیم " و و قتی کوچی سرمیرسد " صبرکنید هواکه سرد شد کوچی خودش باز میگردد" ، سیاست صبر و انتظار تاریخی ترین سیاست شناخته شده مدیران و رهبران سیاسی  این مردم است ، دریغ از یک ابتکار عمل موثر در سیاست رسوای کوچیگری مسلحانه که سبب حفظ جان مردم و یا حفظ سرنوشت آنان شود.

اشتراک با دوستان: اين صفحه را با دوستان خود از طريق ويب سايت هاي شبکه هاي اجتماعي به اشتراک بگذاريد!

نظر ها (0)

نام:
آدرس ايميل:
نظر شما:

سرمقاله

  سال 1385 من به اتفاق خانواده ام سفر تفریحی به بهسود داشتم همان سال برای اولین بار پس از حدو سه دهه کوچیان مسلح بسوی بهسود سرازیر شده بودند ، شیوه ورود کوچی سوال بر انگیز بود ، آنها از کوهها کوشش داشتند که وارد قریه جات شوند به اعتراضات وتذکرات ده نشینان نیز توجهی نمی کردند ، همانسال مطابق معلومات غلام حسین ناصری وکیل میدان وردک در پارلمان یک چوپان خلع سلاح شده ده نشین با چوپان مسلح کوچی در گیرمیشود و در این درگیری متاسفانه چوپان ده نشین توسط کوچی کشته میشود ، مردم ده نشین به والی وقت که اتفاقا مدتی قاضی نیز بوده است شکایت ...

ادامه مطلب

تمام حقوق مادی و معنوی اين وویب سایت برای بهسود پرس محفوظ می باشد. 2012 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد