بهسود پرس ، بررسی معضل کوچیگری در افغانستان

تازه ها: .

خواست ما

چهارشنبه, ١٥ سرطان ١٣٩٠       داکتر

 

 

- داکترجان ! مثل اینکه از جان خود سیرشده ای ، با همه ( مدیران و رهبران سیاسی ) میزنی.

این سخنان آقای فرهنگ استاد مرکز ملی پژوهشهای حقوقی دانشگاه کابل بود که همدیگر را در محوطه دانشگاه ملاقات کرده بودیم ، منظور او نوشته های من در سایت اینترنتی بهسودپرس و فیس بوک بود که در ارتباط با بحران کوچی مینویسم ، به او گفتم :

- به مسئولیت هایم عمل میکنم ، برای حفظ جان و سرنوشت مان فقط سکوت را شکسته ام ، از چوکات نزاکت و اخلاق که خارج نشده ام؟

- ( فرهنگ: )شما نه ! ولی حریف معلوم نیست که از در چوکات نزاکت و اخلاق باقی بماند ، آنها نشانداده اند که تحمل همین اندازه مخالفت را ندارند ، راستی منظورتان از این انتقادات چیست ؟ حقیقتا بدنبال چی هستید؟ صادقانه بگویم من مخالف انتقادهای افراطی و بیهدف و ماجرا جویانه ام .

- ا شما موافقم ولی من بدنبال جستجوی راهی هستم که مدیران و رهبران سیاسی را وادار نماید تا برای حل بحران کوچی کفایت و لیاقت لازم را نشان دهند.

- ( فرهنگ: )و اگر لیاقت و کفایت لازم را نشان ندادند؟

-جواب روشن است ، برای حفظ جان مردم و سرنوشت آنان یا تعامل یا تقابل ! البته سیاست اصلی ما کشاندن مدیران و رهبران سیاسی بسوی یک روند تعاملی است که در نهایت جان و سرنوشت مردم حفظ شود.

- ( فرهنگ :) تعقیب منافع شخصی و حزبی مهمترین بخش سیاست آنان است چگونه و با چه راه حلی میخواهید که آنان کفایت لازم را بروز دهند؟

- ما کاری به کاراکتر شخصی ، سابقه کاری و حزبی و امیالهای شخصی اینان نداریم ، خواست ما روشن است ، نگاه ما نگاه کاربردی از قدرت است ، کسانیکه امروز دارای قدرت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی اند ، از قدرت شان برای حفظ جان و حفظ سرنوشت مردم استفاده موثر صورت بگیرد.

- ( فرهنگ :) این کار را چه کسی و چگونه باید انجام دهد؟

- خودشان باید اقدام نمایند ، این ماموریت قابل واگذاری به شخص ثالث نیست ، سرنوشت بحران کوچی در دست حد اکثر 5 مدیر سیاسی ماست ( خلیلی ، مدبر ، محسنی ، محقق و اکبری) اینان خوشبختانه تاکنون از سیاستی نسبتا هماهنگ در برخورد با بحران کوچی برخوردار بوده اند اما در مقام عمل متاسفانه پراکنده ، نامنسجم ، سلیقه ای و گاها خنثی کننده یکدیگر عمل کرده اند ، از طرف دیگر مهمترین نقطه ضعف اینان برخورد مقطعی ، واکنشی و نمایشی با مسئله بوده است و تاکنون بهای و هزینه لازم را برای حل قضیه حاضر نشده اند که پرداخت نمایند.

- ( فرهنگ :) این بها و هزینه لازم چیست ؟ و چگونه باید پرداخت شود؟

- بخشی از جواب بسیار روشن است ، مدیران و رهبران سیاسی موجود کاری را انجام دهند که تاکنون کمتر به آن توجه نموده اند ، برسرموضوع چاره جویی بحران کوچی ( باهدف حفظ جان و سرنوشت مردم) باهمدیگر منسجم ، متمرکز و مستمر کارکنند ، حداقل روزانه یکساعت کارمشترک انجام دهند. ممکن است بعضی از آنها برای این موضوع 24 ساعته کار کرده باشند ولی نمیتوانند دفاع کنند که حد اقل یکساعت در روز باهمدیگر کار مشترک انجام داده اند. این اقدام بزرگ و تاریخی متضمن پرداخت هزینه کوچکی است : عبور از اختلافات و سلایق سیاسی فیمابین و تن دادن به اندیشه وعمل مسئولانه و مشترک !

- ( فرهنگ :) خوب این خواست تاریخی و همیشگی مردم بوده است.

- ( فرهنگ :) بله ولی متاسفانه همیشه دست نیافتنی به نظر رسیده است ، تجربه نشانداده که مردم و رهبری سیاسی ما دریک وقت خوب متحد میشوند ، بهنگام خطر ! حالا خطر کوچی جان و سرنوشت مردم ، دین و دنیای آنان را نشانه رفته است ، این یک چالش است ولی میتوان آن را به یک فرصت بزرگ تبدیل کرد ، متحد ساختن هزاره و شیعیان برای دفع و رفع خطر !

- ( فرهنگ :) خوب فرضا رهبران و مدیران سیاسی و به تبع آن مردم متحد شدند ، خطر چگونه باید رفع شود؟

- پاسخ روشن است ، حکومت بعنوان مسئول اصلی جان و سرنوشت شهروندان افغان مکلف و مجبور است که در قدم اول جلو خشونت را گرفته و در قدم دوم راه حل دایمی و مناسب را کشف و تطبیق نماید ، چنین اقدامی از سوی حکومت نیازمند سیاست فشار و چانه زنی موثر مدیران و رهبران سیاسی ماست که متاسفانه تاکنون در این رابطه نه فشار موثر و نه چانه زنی موثر داشته ایم. هم اندیشی و کار مشترک ، منسجم ، متمرکز و مخصوصا دوامدار و مستمر ازسوی مدیران و رهبران سیاسی موجود ، زمینه های مناسب سیاست فشار و چانه زنی موثر را قطعا فراهم میکند.

- خوب برای رسیدن به این راهکار برنامه تان چیست ؟

- نزدیک شدن ، انتقاد ، فشار، تشویق و تحریک و تلاش برای باز کردن راه دیالوگ با مدیران و رهبران سیاسی و تغییر و اصلاح مواضع نامطلوب آنان در جهت حفظ جان و سرنوشت مردم سرفصل های برنامه ماست ؛ کوشش ما کشاندن مدیران و رهبران سیاسی به شنیدن صدای مردم است ، بهرترتیب گفتگو و دیالوگ ( در چوکات نزاکت و احترام متقابل) باید شکل بگیرد و حد اقل انتظارات برآورده شود ، روشی را که ما در پیش داریم تامین کننده منافع شخصی وحزبی مدیران و رهبران سیاسی نیز هست ، مطابق عقلانیت ، قانون و اخلاق نیز هست ، مطابق با خواست تاریخی بشر نیز هست ، ما در حال حاضر حد اقلی از حق ، عدالت و آزادی را ( در چوکات عقلانیت ، قانون و اخلاق) خواهانیم ، بحران کوچی تبدیل به پاشنه آشیل و سنگ محک مدیران و رهبران سیاسی ما شده که اگرکفایت و لیاقت لازم را برای حل دایمی آن نشان ندهند ، تبدیل به سیلی بنیان کن خواهد شد که قدرت و منافع سیاسی آنان را برباد خواهد داد ، عکس آن نیز متصور است در صورت خروج موفقانه از این بحران ، افتخار و دوام قدرت سیاسی اجتماعی مدیران و رهبران سیاسی موجود نیز تضمین خواهد شد ، البته ما دنبال تضمین مطامع آنان نیستیم ، مدیران و رهبران سیاسی بقدر کافی برای تامین منافع شان بالغ شده اند ، خواست ما ، تعقیب چیز دیگری است ، راه ما در ابتدا باعبور از میان آنان طراحی شده نه از مقابل آنان.

- ( فرهنگ :) و اگر مدیران و رهبران سیاسی مورد نظر نخواهند که به روند تعاملی شما تن در دهند چه میکنید؟

- ما برای خود چیزی نمیخواهیم ، خواهان تقسیم قدرت شان با خود نیستیم ، بدنبال تضعیف ، خود زنی یا جانشینی قدرت آنان نیز نیستیم ، یک چیز میخواهیم : دیگر دست اندازی به جان و مال مردم و سرنوشت آنان صورت نگیرد ، تمامی رهبران و مدیران سیاسی نامبرده ، امروز بنحوی شریک حکومت و رفیق قافله مردمند ، ما از آنان میخواهیم که جلوی دست اندازی ها گرفته شود ، به هر روشی که میشود ( نه فقط با روشی که ما توصیه میکنیم) اگر خدای نخواسته نخواهند یا نتوانند که این مسئولیت و ماموریت را به انجام برسانند و وارد روند تعاملی پیش نهادی هم نشوند و خطر نیز همچنان باقی باشد آنوقت تقابل آخرین روش عقلانی و اخلاقی ماست ، اگرقرار استکه مردم بهسود و دیمیرداد و خوات نباشند خوب رهبران بی کفایت ما نیز نباشند.

- ( فرهنگ :) این یعنی اقدام به خشونت !

- نخیر ، تنها راه تقابل خشونت نیست ، شما اینرا خوبترمیدانید ، تجربه تاریخی بشرهم راههای تقابل بدون خشونت را بخوبی ترسیم نموده است از طرف دیگر باید خاطرنشان سازم که برای حفظ جان و سرنوشت مردم اگر عقلانیت و اخلاق حکم کند دست به خشونت هم خواهیم زد و ترسی از آن به خود راه نخواهیم داد ، وقتی ما از رهبران و مدیران سیاسی خویش خواهان پرداخت بها و هزینه لازمیم ، خوب خود ما هم باید آماده پرداخت بها و هزینه لازم برای حفظ جان وسرنوشت مردم باشیم.

- ( فرهنگ :) تمامی تمرکزشما بر رهبران و مدیران سیاسی است چرا به نقش مردم باور ندارید؟

- اینطور نیست ، تمرکز بر روی مدیران و رهبران سیاسی ، انتخاب نزدیک ترین راه است ، البته که باید بدنبال دعوت و سازماندهی مردمی برای حفظ جان و سرنوشت شان بود و غفلت از آن نابخشودنی است ، مردم نیز باید برای دفع خطر ، چالشها را به فرصت تبدیل کنند و بهای لازم را پرداخت نمایند. بخشی از سیاست فشار و چانه زنی مربوط مردم میشود.

- ( فرهنگ :) خوب برنامه تان برای مردم چیست؟

- بخشی از پاسخ را میدانیم و آن حفظ حد اقل وحدت مردمی بهنگام خطر ، عدم ترک و تخلیه ساحه زیست شان و حفظ حداکثر حضور درصحنه و پرداخت حد اقل هزینه های لازم است . پرورش و حمایت از مقاومت مردمی در برابر هرگونه تجاوز به حقوق ، مهمترین ابزار فشار برای سیاست مورد نظرماست، مطالعات نشانداده استکه مسئله بحران کوچی نه خارج از توان مدیران سیاسی است و نه خارج از توان مردم ، آنچه که اتفاق افتاده ضعف روحیه و سردرگمی ناشی از خلاء رهبری در مواقع خطر است. مسئله بهره برداریها و استفاده جویی ها و پیچیده تر شدن و گسترده تر شدن بحران نیز ناشی از همین دو پارامتر است. مهمترین راهکاریکه به مردم پیشنهاد داریم ، سیاست یکساعت کار داوطلبانه و یک افغانی هزینه ( در یک روز) برای حل بحران کوچی و حفظ جان و سرنوشت مردم است ، ما البته انتظار حد اقلی از مردم داریم یعنی کافیست از هر 5 نفر ، یک نفر حاضرشود که برای چنین هدف و ماموریت مقدس و مهمی روزانه یکساعت اندیشه و کار منسجم نموده و یک افغانی هم هزینه نمایند ، این عمل بسیار کوچک بنظر میرسد ولی پیامدهای بزرگی خواهد داشت.

- ( فرهنگ :) طرح جالبی است ولی گمان میکنم نداشتن یک استراتژی مشخص نیز عامل دیگر پیچیده تر شدن بحران کوچی است.

- مخالفم ، در رابطه با بحران کوچی استراتژی کاملا شفاف است ، حفظ جان و سرنوشت مردم !

- ( فرهنگ :) حفظ جان و سرنوشت مردم یک هدف نهایی است .

- نخیر حفظ جان و سرنوشت مردم هم یک هدف فعلی و غایی است هم یک استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت است و هم مهمترین و تاریخی ترین پلان و ماموریت ما !

- ( فرهنگ :) خوب باید خداحافظی کنیم .

- موافقم ، اگرمایل باشی متن این دیالوگ مان را منتشر میکنم و میخواهم عکس تان نیز ضمیمه آن باشد.

عکسی را که میبینید از استاد فرهنگ گرفته ام تاشمانیز با جمال دل آرای شان آشنا شوید و در صورت علاقه نظرات تان را با ما درمیان بگذارید

اشتراک با دوستان: اين صفحه را با دوستان خود از طريق ويب سايت هاي شبکه هاي اجتماعي به اشتراک بگذاريد!

نظر ها (1)

نام:
آدرس ايميل:
نظر شما:

سرمقاله

  سال 1385 من به اتفاق خانواده ام سفر تفریحی به بهسود داشتم همان سال برای اولین بار پس از حدو سه دهه کوچیان مسلح بسوی بهسود سرازیر شده بودند ، شیوه ورود کوچی سوال بر انگیز بود ، آنها از کوهها کوشش داشتند که وارد قریه جات شوند به اعتراضات وتذکرات ده نشینان نیز توجهی نمی کردند ، همانسال مطابق معلومات غلام حسین ناصری وکیل میدان وردک در پارلمان یک چوپان خلع سلاح شده ده نشین با چوپان مسلح کوچی در گیرمیشود و در این درگیری متاسفانه چوپان ده نشین توسط کوچی کشته میشود ، مردم ده نشین به والی وقت که اتفاقا مدتی قاضی نیز بوده است شکایت ...

ادامه مطلب

تمام حقوق مادی و معنوی اين وویب سایت برای بهسود پرس محفوظ می باشد. 2012 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد