
- من با رئیس جمهور بازی دو گانه نمیتوانم !
این سخنان داکتر مدبر بود که خطاب به من ایراد میشد ، به او گفته بودم که مسئولیت یک مدیر سیاسی حفظ جان مردم است اگر در این مسیر برنامه ای دارد یا حاضر است که به برنامه من عمل نماید ، حاضرم که با او و حزبش همکاری نمایم ، او در پاسخ توضیح داد که در ماههای گذشته برای حل بحران چه کارهایی انجام داده است ، از تلاشهایش برای توزیع زمین ، پول نقد ، علوفه ، مواد غذایی و خیمه برای کوچیان گفت و اشاره نمود که همه اینکار ها را بدرو از غوغای مطبوعاتی انجام داده است و بصورت ضمنی گله کرد که دیگران حاصل کارهایش را بنام خود میکنند. او توضیح داد که پیشاپیش تلاش کرده است که پیش خطر و ایجاد بحران را بگیرد.
پرسیدم :
- داکترعزیز ! تجربه سالهای گذشته نشانداده است که مبارزات کوچی خالی از افتخار و جوانمردی است چه تضمینی است که در سال جاری علی رغم قول و قرار هایشان فاجعه ای خلق نکند؟
- مه هیچ چیزی را تضمین کده نمیتانم ، داریم تلاش میکنم که مسایل حل شوند.
- شما ضمن اینکه رئیس اداره امورید ، رهبر یک حزب سیاسی نیز هستید ، از جمله سیاستمدارانی هستید که خانه و زادگاهتان در بهسود است؟ در صورتیکه کوچیان بخواهند امسال نیز فاجعه و بحران خلق نمایند خوب راه حل دوم چیست ؟ اگربرنامه های شما جواب ندهد مردم بهسود چه باید بکنند؟
- به خودشان مربوط میشود.
- شما و حزب تان نیز مدیر و مسئول سیاسی مردمید در این باره باید برنامه ای برای حمایت از مقاومت مردمی داشته باشید.
- ما بازی دوگانه را مثل دیگران ، یاد نداریم ، نمیتوانیم با رئیس جمهور طور دیگر و بامردم بگونه دیگر رفتار کنیم ، رئیس جمهور آدم بدی نیست ، تعصب هم ندارد ، لزومی ندارد که به او وفادار نباشیم.
- در این میان مردم چه کنند؟ مردمی که همه مدیران سیاسی شان به حکومت پیوسته اند ( یا در صف پارلمان یا در صف کابینه ). مردم ، شما ، استاد خلیلی ، استاد محقق و سایرین را به رهبری و مدیریت سیاسی برگزیده اند و اتفاقا همه شان به حلقه حکومت پیوسته اند ؟ حتی استاد ناصری که زمانی ، رهبری محلی را برای سازماندهی مقاومت و مبارزات مردمی برعهده داشت حالا وارد حلقه حکومت شده است. اگرزمانی منافع و امیال حکومت با منافع مردم همخوانی و همراهی نداشته باشد ، این مردم رها شده چه باید بکنند؟ من نگران آنم که امسال با آمدن کوچی و شعله ور شدن مجدد بحران ، بجای منافع مردم ، منافع شما و دیگر مدیران سیاسی به خطر افتد...
- آقای داکتر محقق ! بهتر است هرکس مسئولیت خود را بفهمد و کار خود را بکند ، ما شما را درک میکنیم ولی منت دار کسی نیستیم. من شما را اینگونه نشناخته بودم.
- این یک اخطار و تهدید نبود ، یک ابراز نگرانی از سرنوشت مردم بود که در چوکات نزاکت و احترام بیان شد ، باقیش را خود دانید ، باز هم یاد آور میشوم که ادامه بحران کوچی خطر برزو بحران و درگیری داخلی را در پی دارد ، بهتر است پیشاپیش نسبت به این پیامده ها اندیشه جدی شود.
آنروز بدون کدام دست آورد ملموسی ، از دفترحزبی رئیس اداره امور بیرون آمدم ولی مهمترین دست آورد آن ملاقات سوالهای ذیل بود که بخشی از آنرا در بعد از ظهر همان روز برای داکتر مدبر SMS نمودم.
1. مهمترین ، محوری ترین و تاریخی ترین مسئولیت هر دولت مردی ، حفظ جان مردم خویش است ، چنین امری نیازمند پرداخت هزینه و تاوان است ، برای حفظ جان مردم تا چه حدی حاضر به پرداخت هزینه ایم؟
2. مسئولیت یک مدیر و رهبری سیاسی وفاداری به منافع و سرنوشت مردم است یا وفاداری به حکومت ؟
3. اگر حکومت و رئیس جمهور در راه تامین منافع مردم روان نباشد ( یا توان تامین آنرا نداشته باشد) وظیفه یک دولت مرد ویک سیاستمدار داخل حلقه حاکمیت چیست؟
از گفته های داکتر مدبر که هم اکنون رهبری حزب انسجام ملی را نیز برعهده دار چنین بر می آید که به یک سمت روان است و آن وفاداری و حمایت از حکومت آقای کرزی !
به گمان اینجانب ، درایت و مدیریت سیاسی و نیازها و منافع مردم میطلبد که بازی سیاسی و دیپلماتیک ما از حالت تک بعدی خارج شده و دارای همه جوانب باشد ، درایت و اقدامات سیاسی میطلبد که بگونه ای رفتار نماییم تا منافع و سرنوشت مردم در تعامل با اراده حاکمیت قرار گیرد نه در تقابل با آن ، بحران هر ساله کوچی در بهسود ، یک چالش است که میتوانستیم با مدیریت سیاسی آنرا تبدیل به یک فرصت خوب برای تقویت مشروعیت حاکمیت و افزایش پیوند میان حکومت و مردم نمود ، متاسفانه مهمترین دست آورد مدیران ورهبران سیاسی فعلی ما ایجاد فاصله بیشتر میان مردم و حکومت بوده است که البته به همین میزان مردم از خود آنان نیز در حال فاصله گیری است و در صورت ادامه این روند حتی خطر تقابل مردم با مدیران ورهبران سیاسی نیز بصورت جدی مطرح است.
سال 1385 من به اتفاق خانواده ام سفر تفریحی به بهسود داشتم همان سال برای اولین بار پس از حدو سه دهه کوچیان مسلح بسوی بهسود سرازیر شده بودند ، شیوه ورود کوچی سوال بر انگیز بود ، آنها از کوهها کوشش داشتند که وارد قریه جات شوند به اعتراضات وتذکرات ده نشینان نیز توجهی نمی کردند ، همانسال مطابق معلومات غلام حسین ناصری وکیل میدان وردک در پارلمان یک چوپان خلع سلاح شده ده نشین با چوپان مسلح کوچی در گیرمیشود و در این درگیری متاسفانه چوپان ده نشین توسط کوچی کشته میشود ، مردم ده نشین به والی وقت که اتفاقا مدتی قاضی نیز بوده است شکایت ...
ادامه مطلبتمام حقوق مادی و معنوی اين وویب سایت برای بهسود پرس محفوظ می باشد. 2012 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد