

- آرزوی مه ، رفتن پیشتر از بابه گل محمد بود ولی او پیشدستی کرد.
این سخنان شهید صادق دلیر بود که سه سال پیش وقتی در بلندیهای " سنگینه گاه " از او مصاحبه میگرفتم بیان شده بود ، او آنروز برای جستجوی اجساد شهدای ناوور و خوات آمده بود ، بابه گل محمد و یار وفادارش برای نجات جات ده نشینان مقابل کوچیان مسلح ایستادشده بود و به طرز فجیعی کشته شده بودند.
در یک بعد ازظهر 5 شنبه ( نهم جوزای 1390( برای دیدن مامایم به منزل شان رفتم ، همسایه روبروی منزل شان عزادار بودند و پارچه سیاه آویزان کرده بودند ، سوال کردم چه خبر است ؟ گفتند :
- نفرشان در خوات توسط کوچیان مسلح کشته شده و جنازه اش آتش زده شده است فردا صبح هم ختم گرفته اند.
- مگرچه کرده بود؟
- میگن سید صادق تا آخرین لحظه یکه و تنها ، برای حفظ جان اطفال و زنان ده نشین و پیشگیری از اسارت آنها توسط کوچی مقاومت کرده است.
به اتفاق پسرماما به دیدن بازماندگان رفتیم ، تصویرونام شهید برایم آشنا مینمود ولی یادم نیامد که کجا دیده بودمش ، اطاق پر از فامیل و اقوام شهید بود که برای ختم قران شریف گردم هم آمده بودند ،به خانواده شهید سرسلامتی دادم وجویای احوالشان شدم ، از شهید 5 فرزند باقیمانده بود و دوبرادر وپدر پیرش ، پرسیدم ختم کجاست ؟گفتند میخواستیم مراسم تجلیل بگیریم ولی نگذاشتند و مجبوریم یک مراسم فاتحه ساده وبدون سخنرانی برگزار نماییم.
برای تغییر موضوع از خاطره شهدای سه سال قبل خوات و ناوور که توسط کوچیان سلاخی شده بود تعریف نمودم و اینکه چگونه بدنهای آنانرا پیدانمودیم ، دربین صحبتها یکی اشاره کرد که شهید سید صادق دلیر هم آنروز برای جستجوی شهدا حاضر بوده است ، راست میگفت ، حالا یادم آمد ، سه سال پیش پس از یافتن بدنهای شهید گل محمد و شهید فدایی اولین نفری که با شهامت و شجاعت پیش دوربین حاضرشد مصاحبه بدهد سید دلیرشهیدبود ( فیلم این مصاحبه و جزئیات انتقال اجساد شهدا را من به خانواده شهید گل محمد هدیه نموده ام ) جزئیات مصاحبه یادم نمی آید ولی چیزی که یادم است آن حسرتی بود که در چشمان سید دلیرشهید موج میزد او با گلویی بغض کرده یاد آور شد که میخواسته است زودتر از بابه گل محمد شهید ، جان فشانی کند؛ او اگرچه سه سال پیش آرزو کرده بود که برای حفظ جان مردمش جانفشانی کند ولی به بالاخره به آرزویش رسید ، از قرار معلومات دوستانش و شاهدان صحنه شهادت ، شهید دلیر یکه وتنها از ساعت 9 شب الی 3 صبح در ساحه پشت کاریز سبزآب خوات در مقابل کوچیان مقاومت کرده است تا فرصتی برای خروج زنان و اطفال از قریه فراهم شود ، در نهایت سید دلیر محاصره و زخمی شده و به زیر موتر صرف پناه میبرد و کوچیان موتر را به آتش میکشند.
به خانواده اش گفتم مهم نیست که ما شکست میخوریم مهم آن است که چگونه مقاومت میکنیم ، شهید دلیر بدنش شکسته و به آتش کشیده شده است ولی تاآخرین لحظه برای حفاظت جان مردم مقاومت کرده است.
برای من پیام شهید دلیر، پیام راهگشا و سرنوشت سازی است : برای دفاع از حق و عدالت و حفظ جان و حفظ سرنوشت مردم از تنهایی و طعنه هراسی به دل راه مده با شکیبایی و امید به راه درست روان باش ولو یک نفر باشی ، تنها توصیه و موعظه قران شریف نیز همین است : قل انما اعظکم بواحده ، ان تقوموا للله مثنی و فرادا ( ای پیامبر بگو که شمارابه یک چیز موعظه میکنم و آن اینکه در راه عشق یگانه هستی ، بصورت زوج یا فرد قیام نمائید).
سال 1385 من به اتفاق خانواده ام سفر تفریحی به بهسود داشتم همان سال برای اولین بار پس از حدو سه دهه کوچیان مسلح بسوی بهسود سرازیر شده بودند ، شیوه ورود کوچی سوال بر انگیز بود ، آنها از کوهها کوشش داشتند که وارد قریه جات شوند به اعتراضات وتذکرات ده نشینان نیز توجهی نمی کردند ، همانسال مطابق معلومات غلام حسین ناصری وکیل میدان وردک در پارلمان یک چوپان خلع سلاح شده ده نشین با چوپان مسلح کوچی در گیرمیشود و در این درگیری متاسفانه چوپان ده نشین توسط کوچی کشته میشود ، مردم ده نشین به والی وقت که اتفاقا مدتی قاضی نیز بوده است شکایت ...
ادامه مطلبتمام حقوق مادی و معنوی اين وویب سایت برای بهسود پرس محفوظ می باشد. 2012 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد